تحولات منطقه

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی گفت: مظلومیت پیامبر اکرم (ص) با رحلت ایشان پایان نیافت.

آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی: مظلومیت پیامبر(ص) با رحلت ایشان پایان نیافت
زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه

آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی ظهر چهارشنبه در مراسم سالروز رحلت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و شهادت امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) در محل مسجد رانندگان با اشاره به مصائب واردشده بر رسول گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اظهار داشت: بزرگ‌ترین مسئله‌ای که امروز برای ما در جهان اسلام مطرح است و به‌عنوان مسئله‌ای ثابت و جاری، از زمان بعثت پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تا رحلت ایشان و از رحلت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تا به امروز ادامه داشته، مصائب خود پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است.

وی ادامه داد: اصولاً هیچ مصیبتی به اندازه مصائبی که بر شخص رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در تمام دوران امت اسلام تا به امروز وارد شده، بر هیچ فرد و هیچ شخصی وارد نشده است. این جمله از پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) جمله معروفی است. مرحوم علامه مجلسی در کتاب شریف بحارالانوار، به‌عنوان یک حدیث، در تعابیر مختلف و عبارت‌های گوناگون و با اسناد متنوع و بسیار مختلف، این حدیث را نقل می‌کند. در کتب عامه و اهل‌سنت نیز این روایت از پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است که فرمودند: «مَا أُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ مَا أُوذِیتُ»؛ هیچ پیغمبری به اندازه من اذیت نشد.

آیت‌الله علم‌الهدی با اشاره به حوادث و جریانات دوران نبوت و رسالت رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اظهار داشت: وقتی حوادث و جریانات دوران نبوت و رسالت رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را طی ۲۳ سال مورد تأمل قرار می‌دهیم، دقیقاً به این نکته توجه می‌کنیم که مسئله آنچه در حوادث و جریانات امت اسلام از نظر پیشرفت سریع این مکتب در دنیای آن روز به وجود آمد، در هیچ پیغمبری سابقه نداشته است.

وی افزود: وجود مقدس پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در طی ۱۰ سال دوران هجرت تا رحلت، برحسب مجاهدات مسلمانان و فداکاری‌هایی که در اطراف رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) انجام گرفت، بر عمده جریانات و مسائل و در زمینه‌های مختلف و در میان اقوام گوناگون مسلط شدند؛ اسلام تمام شبه‌جزیره عربستان را گرفت و در خارج عربستان، حوزه امپراتوری روم نیز مورد نفوذ قرار گرفت و در کشورها و سرزمین‌های متمدن آن روز، اسلام توانست نفوذ کند.

آیت‌الله علم‌الهدی با مقایسه دوران دعوت حضرت نوح(علیه‌السلام) و رسالت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) گفت: وجود مقدس حضرت نوح(علیه‌السلام) مدت هزار سال، مگر ۵۰ سال، یعنی ۹۵۰ سال مردم را به توحید و یکتاپرستی ذات مقدس پروردگار دعوت کرد و در طی این ۹۵۰ سال، نهایت دعوت ایشان این شد که به درگاه خدا عرضه داشت: «رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْکَافِرِینَ دَیَّارًا»؛ خدایا، از کافران دیاری را بر روی زمین باقی نگذار.

وی ادامه داد: با وجود این، وجود مقدس پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در طی ۲۳ سال، تنه قدرتش دنیای آن روز را فرا گرفت و حضرت نوح(علیه‌السلام) در مدت ۹۵۰ سال، سرنوشت دعوتش به آنجا رسید که به خدا عرضه بدارد: «رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْکَافِرِینَ دَیَّارًا».

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: با این کیفیت، آیا می‌شود گفت پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) چگونه فرموده است «مَا أُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ مَا أُوذِیتُ»؛ هیچ پیغمبری به اندازه من اذیت نشد؟ وقتی پهنه دعوت و پهنه ترویج مکتب را مورد تأمل قرار می‌دهیم، هیچ پیغمبری در عرصه تبلیغ و ترویج و توسعه مکتب و آیینش به قدرت پیغمبر و عظمت رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نرسیده است و در عین حال، پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با همه این خصوصیات می‌فرمایند: «مَا أُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ مَا أُوذِیتُ».

مظلومیت اهل‌بیت(علیهم‌السلام)؛ استمرار آزار رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله)

آیت‌الله علم‌الهدی اظهار کرد: اذیت پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از امروز که روز رحلت پیغمبر بود، به‌طور ملموس در جامعه و امت اسلام آغاز شد و تا مدت دو قرن و نیم، ۲۵۰ سال، تمام حوادث سیاسی که در کشور اسلام و در امت اسلام به وجود آمده است، چه در دوران خلفا، چه در دوران بنی‌امیه و چه در زمان بنی‌عباس، یک محور بیشتر نداشته و محور تمام این حوادث سیاسی که در امت اسلام ایجاد شد، مظلومیت اهل‌بیت پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و مظلومیت فرزندان رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بوده است.

وی افزود: در طول این مدت، هیچ‌کس به اندازه پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مصیبت ندید؛ یعنی تمام آزار و اذیتی که بر رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) وارد شد و فرمود: «مَا أُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ مَا أُوذِیتُ»، تمام اینها در واقع معلول آن همه مظالمی بود که بر فرزندان پیغمبر در طی دو قرن و نیم نازل شد.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی ادامه داد: ۲۵۰ سال دوران ظاهری مظلومیت پیغمبر و اذیت رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بوده است. اگر ما حوادث بعدی را به‌طور ملموس و محسوس به حساب پیغمبر نگذاریم، در طی ۲۵۰ سال، هر کسی به عنوان فرزند پیغمبر یا هر فردی که به‌عنوان وابسته به بیت رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بوده، یا در زندان‌ها جان داده، یا سقف زندان بر سرش خراب شده، یا آواره جنگل‌ها و بیابان‌ها گشته و یا اینکه در فجیع‌ترین وضعیت، زیر شکنجه‌ها جان داده و از بین رفته و به شهادت رسیده است.

وی گفت: مظلومیت عزیزان پیغمبر در طی ۲۵۰ سال، به‌مراتب گسترده‌تر از آن چیزی است که ما فقط در مظالم نسبت به ائمه(علیهم‌السلام) شنیده‌ایم. آنچه ما شنیده‌ایم، مظلومیت ائمه(علیهم‌السلام) و حوادث جانکاهی است که در مظلومیت اهل‌بیت(علیهم‌السلام) به وقوع پیوسته، در حالی که مظالم و مصائبی که بر عزیزان پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) وارد شد، به‌مراتب گسترده‌تر از مظالمی بوده است که در زمان ائمه(علیهم‌السلام) در جریان شهادت ائمه اتفاق افتاده است.

آیت‌الله علم‌الهدی با اشاره به مظلومیت امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) اظهار داشت: شما از جریان مظلومیت امام مجتبی(علیه‌السلام) فقط یک مظلومیت در دوران زندگانی آن حضرت سراغ دارید، اما با شهادت امام حسن، مظلومیت امام مجتبی(علیه‌السلام) تمام نشد؛ یعنی عزیزان امام مجتبی(علیه‌السلام) بعد از وجود مقدس امام حسن، به‌عنوان سادات بنی‌حسن، مورد مظالم و جنایات بنی‌عباس و بنی‌امیه قرار گرفتند.

وی ادامه داد: وقتی بنی‌عباس بر قدرت و حکومت امت اسلام مسلط شدند، جنایاتی نسبت به میوه‌های دل و فرزندان امام مجتبی(علیه‌السلام) انجام دادند که این جنایات در هیچ بعدی از ابعاد اجتماعی امت اسلام نسبت به هیچ نحله‌ای سابقه نداشت و وجود نداشت؛ یعنی عزیزان امام حسن(علیه‌السلام) در فجیع‌ترین اوضاع گرفتار شدند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی به ماجرای سادات بنی‌حسن اشاره کرد و گفت: وقتی منصور دوانیقی از مدینه یا از بغداد و کوفه به قصد حج مشرف می‌شد، وارد مدینه نشد و در ربذه سکونت کرد. دستور داد فرزندان امام حسن(علیه‌السلام) که در زندان‌های مدینه بودند، از زندان خارج و نزد او آورده شوند. فرمان داد هنگامی که اینها را از زندان خارج می‌کنید، با پای پیاده تا ربذه و در حالی که زنجیر از پاهای آنها گسیخته نشده است، آنها را بیاورید.

وی افزود: همچنین دستور داد در کوچه‌های مدینه که اینها را راه می‌برید، بالای سر هر کدام مأموری بگذارید تا با تازیانه بر سر و صورت او بزند و صدای فریاد او بلند شود و کسان او در میان خانه‌ها، صدای فریاد و ضجه و ناله عزیزان خود را بشنوند. با این وضعیت، آنها را وارد کنید.

آیت‌الله علم‌الهدی ادامه داد: امام صادق(علیه‌السلام) بالای پشت‌بام رفته بودند و این منظره را دقیقاً مشاهده می‌کردند و بر مظلومیت پسرعموهای خود اشک می‌باریدند. آنها را به بیابان ربذه بردند و در آن تپه‌های سنگستان، محمد نفس زکیه را مقابل چشم پدرش، عبدالله محض، خواباندند و سر از بدن او جدا کردند. این پسر جوان مقابل پدر در خاک و خون خود می‌غلتید و بعد عبدالله محض را با بقیه سادات بنی‌حسن به زندان کوفه منتقل کردند.

وی گفت: در کوفه زندانی به نام هاشمیه وجود داشت که انواع و اقسام شکنجه‌ها در این زندان بر زندانی وارد می‌شد. حتی دستور داده بودند به اینها غذا ندهید تا از شدت گرسنگی مشرف به مرگ شوند و برای اینکه از مرگ نجات پیدا کنند، به آنها غذا بدهید. آب به آنها ندهید تا از تشنگی مشرف به هلاکت شوند و برای اینکه از هلاکت آنها پیشگیری شود، به آنها آب داده شود. با این وضع، سادات بنی‌حسن را در زندان هاشمیه زندانی کردند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی افزود: یکی از اهالی کوفه که از ثروتمندان و خوانین کوفه و از رؤسای قبایل و از رفقای عبدالله محض بود، از ورود عبدالله محض به زندان هاشمیه آگاه شد. پولی به زندانبان داد و به‌زحمت توانست اجازه بگیرد با عبدالله محض در زندان ملاقات کند.

وی ادامه داد: وقتی به ملاقات عبدالله محض پیرمرد رفت، دید روی زمین افتاده، ضعف کرده و اصلاً رمق حرکت و قدرت حرف زدن ندارد. به‌زحمت به او صدا زد که من فلانی هستم، اما او گوشش نمی‌شنید. با هزاران مشکل فهماند که خودش را معرفی کرده و گفت من فلانی، دوست و رفیق تو در کوفه هستم و به اینجا آمدم. بعد گفت آیا خواسته‌ای نداری؟ چیزی نمی‌خواهی؟ مشکلی نداری که من برایت حل کنم؟

آیت‌الله علم‌الهدی اظهار داشت: عبدالله محض فقط توانست دهان خود را تکان دهد و لب‌هایش را باز کند و گفت: «آب، آب می‌خواهم». این رفیق عبدالله محض به غلام خود گفت برو از بیرون یک کوزه آب بردار و بیاور. غلام رفت و یک کوزه آب آورد. دستش را زیر بدن عبدالله محض گرفت و او را بلند کرد و کوزه آب را به دهان عبدالله محض گذاشت تا آب بنوشد، اما هنوز آب به لب‌های عبدالله محض نرسیده بود که زندانبان از دور دید، آمد و با لگد چنان به کوزه زد که کوزه شکست و دندان‌های عبدالله محض نیز شکست.

وی افزود: زندانبان گفت مگر نمی‌دانی خلیفه دستور داده به این زندانی نباید آب بدهند؟ چرا تو به این زندانی آب دادی؟

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی ادامه داد: دختر عبدالله محض، شاعره بود و مرثیه‌ای درباره پدرش نوشته بود و آن را می‌خواند. مرثیه بسیار زیبایی بود و از اشعار هنری قابل توجه به شمار می‌رفت. منصور دوانیقی یک شب مجلس شعر قرار داد و شعرا آمدند. یکی از شعرا به‌عنوان یک شعر تازه و بسیار مهم، مرثیه دختر عبدالله محض را برای منصور خواند.

وی گفت: منصور پرسید این شعر را چه کسی گفته است؟ گفتند فلانی، دختر عبدالله محض. گفت: عجب، مگر عبدالله محض زنده است؟ گفتند ما شنیدیم مرده است. گفتند: خیر، زنده است و در زندان است. گفت: پس هنوز عبدالله محض زنده است. دخترش مرثیه می‌گوید. برای اینکه مرثیه او تحقق پیدا کند، دستور داد سقف زندان را بر سر سادات بنی‌حسن خراب کردند و تمام سادات بنی‌حسن و فرزندان امام مجتبی(علیه‌السلام) زیر آن سقف از بین رفتند.

آیت‌الله علم‌الهدی افزود: در میان سادات بنی‌حسن، آقازاده جوانی بود که بیش از ۱۸ سال سن نداشت و معروف بود که زیباترین فرد در مدینه است. در بغداد دستور داد او را آوردند و گفتند از این زیباتر در مدینه پیدا نمی‌شود و در بین بنی‌هاشم نیز از همه زیباتر است. نام او محمد دیباج بود.

وی ادامه داد: دستور دادند او را خواباندند و روی سرش پایه یک ساختمان را بنیان کردند و به بناها دستور دادند روی سر این جوان پایه ساختمان را بچینند. خشت‌ها را روی هم چیدند و صاف، پایه اندکی که بالا آمد، مغز او زیر سر و زیر بار سنگین این سنگ‌ها و خشت‌ها منفجر شد و این جوان از بین رفت؛ چون گفته بودند از سادات بنی‌حسن، این زیباترین نباید زنده بماند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: مظالمی که نسبت به اولاد امام مجتبی(علیه‌السلام) انجام گرفت، با آن مظلومیت خود امام حسن(علیه‌السلام) که مقایسه می‌کنیم، به‌مراتب بیشتر بود؛ یعنی امام حسن(علیه‌السلام) مظلومی بودند که مظلومیتشان با شهادتشان تمام نشد و مظلومیت امام مجتبی(علیه‌السلام) در نسل آن حضرت و در فرزندان آن حضرت ادامه داشت.

وی گفت: این همه مظالم بر اولاد پیغمبر وارد شد در طی ۲۵۰ سال که محور تمام حوادث سیاسی در طی این ۲۵۰ سال، مظلومیت عزیزان پیغمبر بود. از این جهت پیغمبر فرمودند: «مَا أُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ مَا أُوذِیتُ»؛ هیچ پیغمبری به اندازه من اذیت نشد.

آیت‌الله علم‌الهدی با اشاره به حوادث پس از رحلت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اظهار داشت: پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) وقتی مکه را فتح کردند، همه را بخشیدند و عفو کردند، اما به مسلمان‌ها گفتند ـ که حتی بعضی از کتب عامه و اهل‌سنت هم نوشته‌اند ـ اگر معاویه را دیدید، معاویه را بکشید؛ با اینکه همه را بخشیدیم، اگر معاویه را دیدید، او را بکشید، چون او منشأ تمام این شرور و منشأ تمام این رذائل بود.

وی ادامه داد: تمام بنی‌عباس، مظالمی را که انجام دادند، تداوم مظالم بنی‌امیه بود. هرچند مظالم بنی‌عباس به‌مراتب شدیدتر از مظالم بنی‌امیه بود، اما در ادامه آن مظالم بنی‌امیه شروع به ظلم کردند. این زندگی فرزندان پیغمبر بعد از پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود؛ لذا فرمودند: «مَا أُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ مَا أُوذِیتُ».

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: از زمان رحلت پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مثل امروز، بالاترین مصائب بر پیغمبر وارد شد و آن مصیبت، انحراف رهبری از خط امامت بود. اساس اسلام و جریان اسلام وابسته به مسئله ولایت بود. ولایت که از بین رفت، رهبری از خط امامت منحرف شد و این بزرگ‌ترین مصیبت اسلام بود.

وی افزود: «مَا أُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ مَا أُوذِیتُ» یعنی تمام زحماتی که پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در طول این مدت کشیده بودند برای اینکه اسلام توسعه پیدا کند، با این ارتجاع انقلابی که مثل امروز دست داد و رهبری از خط امامت منحرف شد، عمده آثار سازنده‌اش از بین رفت و کار به جایی رسید که اسلام تبدیل شد به تز حکومت و تز قدرت بنی‌امیه.

آیت‌الله علم‌الهدی ادامه داد: فعالیت بنی‌امیه عمدتاً برای این بود و در زمان امام مجتبی(علیه‌السلام)، مظالمی که بر خود امام حسن وارد می‌شد، یک مظلمه بود؛ اما جنایاتی که انجام می‌دادند برای اینکه اسلام را منحرف کنند، شریعت را از بین ببرند و نام پیغمبر را نابود کنند، برای امام حسن(علیه‌السلام) به‌مراتب سنگین‌تر از مصائبی بود که بر خود امام مجتبی(علیه‌السلام) وارد شد.

وی اظهار داشت: شما ببینید عزیزان، کسی تا الان، یعنی ما که امروز در این شرایط اجتماعی داریم زندگی می‌کنیم، عشق به رهبر و ولایت را در جامعه و امت خودمان دقیقاً لمس می‌کنیم و حس می‌کنیم که عشق به ولایت و عشق به امت و عشق به امام چگونه در جامعه ما نفوذ دارد. وقتی برگردیم به زمان وجود مقدس امام مجتبی(علیه‌السلام)، مظلومیت امام حسن در تمام تصویری که ما از این عشق و دلدادگی به ولایت امروز مشاهده می‌کنیم، بیشتر برای ما متصور است.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: اینها همه اذیت پیغمبر بود. اگر ما بخواهیم روز رحلت پیغمبر در مصیبت پیغمبر و بر مصائب رحلت پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اشک بریزیم و اظهار تأثر کنیم، بالاترین مصائب، مظلومیت عزیزان پیغمبر و این مظالمی بود که بر عزیزان پیغمبر در طول تاریخ امت، طی ۲۵۰ سال اتفاق افتاد و رخ داد.

مظلومیت امام مجتبی(علیه‌السلام) در برابر توطئه معاویه

آیت‌الله علم‌الهدی با اشاره به ماجرای رویارویی امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) با معاویه گفت: وجود مقدس امام مجتبی(علیه‌السلام) بعد از اینکه بنا شد با معاویه بجنگند و مبارزه کنند، در جمعیت اولی که فرستادند، به‌عنوان طلایه لشکر، صد هزار نفر بودند و تمام جمعیت لشکر معاویه ۶۰ هزار نفر بیشتر نبود.

وی افزود: این صد هزار نفر با توطئه‌ای که معاویه ایجاد کرد، از بین رفتند. بعضی‌ها می‌گویند فرماندهان لشکر را فریب دادند و با پول و مسائل و جوایز، آنها را جذب کردند؛ معلوم نیست، شاید اینها را اصلاً دزدیده باشند. عبیدالله بن عباس اولین فرماندهی بود که لشکر را رها کرد و نیمه‌شب غیبش زد.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی ادامه داد: آیا واقعاً عبیدالله بن عباس رفت طرف معاویه و فریب پول‌های معاویه را خورد یا اینکه عبیدالله بن عباس اصلاً ربوده شد و از بین رفت؟ تاریخ هنوز نتوانسته یک قضاوت صحیح درباره عبیدالله بن عباس نشان دهد.

وی گفت: عبیدالله بن عباس کسی بود که وقتی بسر بن ارطاة در زمان امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) به یمن حمله کرد، ایشان فرماندار یمن بود و از طرف امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) مأموریت داشت، اما خودش در یمن نبود و در سفر بود. وقتی بسر بن ارطاة آمد، دو پسر عبیدالله بن عباس را دستور داد سر بریدند و کشتند و قتل‌عام عظیمی در یمن راه انداخت.

آیت‌الله علم‌الهدی افزود: با اینکه فرزندان او به شهادت رسیدند، بعد از اینکه امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) شهید شدند، عبیدالله بن عباس از یمن دیگر نتوانست بماند، هجرت کرد و به کوفه آمد و فرمانده لشکر امام حسن(علیه‌السلام) شد.

منبع: خبرگزاری مهر

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha